شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم
اگر در پایت افکندم سری عیبم مکن کآندم
چنان بودم که از مستی زسر نشناختم یارا
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم
حقا که به افسون دگرش خواب نیاید
آن کس که شبی بشنود افسانه ما را
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم
گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
چکند با کشش دل که میان من و اوست؟
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش چهارم - قسمت اول
ما اگر مکتوب ننویسیم، عیب ما مکن
در میان راز مشتاقان قلم نامحرم است
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
گر بود در ماتمی صد نوحه گر
آه صاحب درد باشد کارگر
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
ما شیر شکاران فضای ملکوتیم
سیمرغ بدهشت نگرد در مگس ما
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
دنیا بکسی ده که بگیرد دستت
یا پیش سگی نه که نگیرد پایت
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
بساط سبزه لگدکوب شد به پای نشاط
ز بس که عارف و عامی به رقص برجستند
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
آن خون گرفته ای که تو ساقی او شوی
پیدا شراب نوشد و پنهان جگر خورد
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
جام یاقوت و شراب لعل خاصان را رسد
عام را کهنه سفال و دردئی اندر خور است
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
باده خواهی باش تا از خم برون آرم که من
آنچه در جام و سبو دارم، مهیا آتش است.
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
تیری زدی و زخم دل آسوده شد از آن
هان ای طبیب خسته دلان مرهم دگر
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد و در این دیر خراب آبادم
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
مگو که نغمه سرایان عشق خاموش اند
که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوش اند
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
مجنون تو با اهل خرد یار نباشد
غارت زده را قافله در کار نباشد
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم
کنون میمیرم و از من تب زنار می ماند
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم
ممتاز بود نالهام از نالهی عشّاق
چون آه مصیبت زده در حلقهی ماتم
