گنجور

گره مار به مار

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

به اختیار زدم دل به زلف یار، گره

به کار خویش، فکندم به اختیار، گره

شمارهٔ گره زلف خود، به سبحه مکن

که صد گره چه کند در بر هزار گره

گره مزن سر زلف دو تا به یکدیگر

که هیچکس نزند ما ر را به مار، گره

ز ابروی عرق آلوده‌ات گره بگشا

که خورده بر دم شمشیر آبدار، گره

به سایهٔ مژه ام پا منه، که می‌ترسم

خدا نکرده خورد برگ گل به خار، گره

گره زدی سر زلف و، دلم ز ناله فتاد

فتد ز نغمه، چو افتد به سیم تار، گره

بسی دهان تو تنگ است در سخن گوئی

که در لبان تو، مو می‌خورد هزار گره

بسی به کار صبوحی گره زده زلفت

چو مفلسی زده بر سیم خوش عیار، گره

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام