گنجور

شب هجران

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

دیده در هجر تو شرمندهٔ احسانم کرد

بس که شب‌ها گهر اشک بدامانم کرد

عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند

حال آشفتهٔ آن جمع پریشانم کرد

تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد

خانهٔ سیل غم آباد که ویرانم کرد

شمّه‌ای از گل روی تو به بلبل گفتم

آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد

داستان شب هجران تو گفتم با شمع

آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمدباقر زینالی نوشته:

در صفحه ای که از قمرالملوک وزیری شنیده ام مطلع این غزل این چنین بود
در شب وصل تو شرمنده احسانم کرد
دیده از بس گهر اشک به دامانم کرد
و همچنین در یک نسخه خطی که از لاهور پاکستان یافتم سه بیت از این غزل با همین مطلع که ذکر شد آمده که در بیتهای دیگر هم تفاوتهایی هست.با توجه به تاریخ کتابت نسخه خطی که ۱۳۲۸ قمری میباشد و زمان حیات شاطرعباس بعید به نظر میرسد که این غزل از ایشان باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام