گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

چشم عالم روشن است از نور او

ناظر او نیست جز منظور او

او ظهوری کرد و ما پیدا شدیم

غیر او خود نیست این مشهور او

در ولایت ما حکومت می کنیم

حاکمیم از حکم در منشور او

ای که گوئی خواجه دستوری خوشست

من ندانم غیر او دستور او

آفتابی می کند پنهان به ابر

لاجرم پیدا بود مستور او

در دل ما عشق جانان جان ماست

جنت اعلی تو را و حور او

نعمت الله نور چشم عالم است

روشنست از دیدهٔ ما نور او

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.