گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۳۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خسته حالیم و ز زلف تو شفا می طلبیم

دردمندیم و ز وصل تو دوا می طلبیم

هر کسی را ز تو گر هست به نوعی طلبی

ما به هر وجه که هست از تو تو را می طلبیم

از خدا نعمت جنت طلبد زاهد و ما

به خدا گر ز خدا غیر خدا می طلبیم

آنکه ما می طلبیمش همه دانند و لیک

نیست ما را که بگوئیم کرا می طلبیم

مشکل اینست که سعی طلب ما هرگز

نرسیده است بدان جای که ما می طلبیم

کیمیائی که مس قلب از او زر گردد

به یقین از نظر پاک شما می طلبیم

گر بقا می طلبی باش فنا چون سید

ما ز خود ناشده فانی چه بقا می طلبیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین نوشته:

حضرت حق پیروان خودرا برسه دسته تقسیم نموده ودر مصحف شریف نام برده ” انعمت علیهم” “مغضوب علیهم” و “ضالین”. و هرسه دسته ازپیروان ختمی مرتبت و نمازگزارند.
گروهی نمازوعبادت را به امیدبدست اوردن یا حفظ جاه و مقام وپست دنیا بجامیاورندوانان مغضوب علیهم هستند
برخی عبادت را برای اخرت وبامیدبهشت ویاترس ازعقوبت و جهنم بجای اوردند وانان ضالین هستند.
اماعده ای ازعبادالرحمن هستند که ذات احدیت را شایسته ستایش یافته و حتی عبادت را لطف او میدانند.نه دنبال دنیا هستند نه اخرت.انان براستی بندگان خاص و انعمت علیهم هستند.
اینجاست که دروصف اینگونه بندگان سروده اند :
ازخدالذت جنت طلبد زاهدوما بخداگرزخدا غیرخدا میطلبیم
هرکسی را بتوگرهست بنوعی طلبی مابهرنوع که هست ازتو تورا میطلبیم

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام