گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

دل به دلبر جان به جانان داده‌ایم

بندهٔ او وز همه آزاده‌ایم

از سر هر دو جهان برخاستیم

بر در میخانه مست افتاده‌ایم

عاشقانه در خرابات مغان

رو به درگاه یکی بنهاده‌ایم

بر طریق عاشقان ما رهرویم

لاجرم چون رهروان بر جاده‌ایم

در خرابات مغان مست خراب

خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم

زاهدی ما همه بر باد رفت

همدم جام و محب باده‌ایم

نعمت‌اللهیم و ز آل رسول

گوهر پاکیم و نه بیجاده‌ایم

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.