گنجور

غزل شمارهٔ ۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هر چه گفتم عیان شود به خدا

پیر ما هم جوان شَود به خدا

در میخانه را گشاد یقین

ساقی عاشقان شود به خدا

هر چه گفتم همه چنان گردید

هر چه گویم همان شود به خدا

از سر ذوق این سخن گفتم

بشنو از من که آن شود به خدا

آینه گیش چشک می آرم

نور آن رو عیان شود به خدا

باز علم بلیغ می خوانم

این معانی بیان شود به خدا

گوش کن گفتهٔ خوش سید

این چنین آن چنان شود به خدا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

فکر کنم مصرع اول بیت پنجم باید«آینه پیش چشم می آرم» باشد. اگر لطف کنید تصحیح بفرمایید. قبلا از کار بسیار زیبایتان تشکر می کنم.

ناشناس1 نوشته:

بسار ممنونم از اینکه چنین کاری کردین.تنهایی هامو پر میکنم.خدا نگهدار شماوافکارتون باشه.

عبدالرضا کوهی نوشته:

زنده باد شعرو ادبیات فارسی،تشکر میکنم از متولیان امر

سهیلا نوشته:

سلام لطف کنیددرصورت امکان آرایه های ادبی به کاررفته درغزلیات را هم مشخص کندد.مثل استعاره،تشبیه ،کنایه و…

شمس الدین عراقی نوشته:

درود فراوان
هرچه می خواهید از حضرت شاه بخواهید
اما پیش از خواستن بسیار فکر کنید آنچه می خواهید ، رواست یا نا روا
بسیار کسان از درگاهش خواسته اند و دادنی ها را داده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام