گنجور

 
سنایی غزنوی
 

زینة اللّٰه نه اسب و زین باشد

زینة‌اللّٰه جمالِ دین باشد

مرده ای زان شدی اسیرِ هوس

دیده از مردگان کشد کرگس

در جهان منگر از پی رازش

چکنی رنگ و بوی غمّازش

که تو اندر جهان بدسازان

همچو رازی به دست غمازان

نیست مهر زمانه بی‌کینه

سیر دارد میان لوزینه

کی سزای جهان جان باشد

هرکرا روی دل به کان باشد

سرنگون خیزد از سرای معاد

هرکه روی از خرد نهد به جماد

هرکه اکنون درین کلوخین گوی

از نَبیّ و نُبی بتابد روی

چون قیامت برآید از کویش

روی باشد قفا قفا رویش

ای سنایی برای دین و صلاح

وز پی جُستن نجات و فلاح

همچو دریا چو نیست اینجا حُر

کام پر زهر باش و دل پر دُر

زانکه در جان به واسطهٔ اسباب

زفتی از خاک رُست و ترّی از آب

آدمی چون غلام راتبه شد

ژاژِ طیان به خط کاتبه شد

گرچه جان همچو آب پاک آمد

زر نگهدارتر ز خاک آمد

ورنه ارکان ز خاک پاکستی

زر نگهدارتر ز خاکستی

معطیان زفت و دل زحیر زده

دایه بیمار و طفل شیر زده

هرکه در زندگی بخیل بُوَد

چون بمیرد چو سگ ذلیل بُوَد

بیش از این بهر خواجه و مزدور

نتوان رفت در جوال غرور

تو مشو غرّه کو سیه چرده‌ست

کان سیاهه سپید بر کرده‌ست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.