گنجور

شمارهٔ ۱ - مثنوی در مدح شفیعه روز جزا فاطمه زهرا(س)

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » قصاید
 

ای گرامی دخت سالار امم

لوح محفوظ خدای ذوالنعم

همسر و همخوابه حبل‌المتین

ماه برج عروه الوثقای دین

از تو جسته سکه عصمت رواج

عصمتت بگرفته از عفت خراج

با وجود چون توزن در احترام

دیگر از مردان نباید برد نام

کوه مس را می‌کند کان طلا

خاکپای فضه‌ات چون کیمیا

آبروی مریم از خاک درت

ساره چون هاجر به خدمت در برت

گر تویی زن سرافراز یمن

کاش مردان جهان بودند زن

کرده حق نام گرامت فاطمه

ملک هستی را وجودت قائمه

ذات تو اسباب ایجاد وجود

خاطرات آئینه غیب و شهود

سر مکنون خدای اکبری

جفت حیدر دختر پیغمبری

قلب تو ای قلزم مجد و شرف

شد برای یازده کوکب صدف

قامتت ای سرو بستان صفا

پای تا سر نخل توحید خدا

آنچه قدرت داشت ذات کردگار

جمله را برده است در ذات به کار

بیش از اینم نی بو صفت دسترس

گر بود در خانه کس یک حرف بس

روز محشر (صامتت) را یار باش

جرم او را در جزا ستار باش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر