گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مگر ز موج شراب است رشته سازش؟

که می دود به رگ و پی چو روح آوازش

کباب مطرب رنگین نوای عشق شوم

که ساخت گوشه نشین عندلیب راسازش

چو شیشه هرکه به آوازه می کند احسان

گران به گوش خورد بانگ مغز پردازش

کریم اوست که صد جام اگر دهد چون خم

چنان دهد که نگردد بلند آوازش

سر جدال به صیاد پیشه ای دارم

که سنگ، سینه کبک است پیش شهبازش

زخون کبک، بدخشان شده است سینه کوه

هنوز تشنه خون است چنگل بازش

کلاه گوشه به خورشید و ماه می شکند

کسی که خامه صائب کند سرافرازش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.