گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۰۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد

خضر چون سبزه ز بوم و بر ما برخیزد

آه اغیار دلیل است به محرومی عشق

از نشان گرد کی از تیر قضا برخیزد؟

فیض بی پرده تمنا کن اگر اهل دلی

چه سعادت ز پر و بال هما برخیزد؟

پیش روشن گهران صحبت ناجنس بلاست

به نمک چون رسد از شعله صدا برخیزد

شکوه از چرخ مکن تا نکند بنیادت

کاین بخاری است کزاو ابر بلا برخیزد

شبنم سوخته اش گریه شادی باشد

لاله ای کز سر خاک شهدا برخیزد

چه امیدست که در عالم نومیدی نیست؟

راه گم کرده ز جا راهنما برخیزد

می کند آب دل سوختگان را صائب

ناله ای کز جگر خامه ما برخیزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify