گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۲۶۹۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می شود

گر چنین مجنون ما را عشق در شور آورد

دامن دشت جنون صحرای محشر می شود

آب جای باده گلرنگ نتواند گرفت

تشنه دیدار کی قانع به کوثر می شود؟

از گریبان خموشی هر که آرد سر برون

چون چراغ صبحگاهی خرج صرصر می شود

با سر آزاده ام فارغ ز دولت کاین هما

بر سر بی مغز دایم سایه گستر می شود

خجلت از حرف مکرر لازم فهمیدگی است

منفعل کی طوطی از حرف مکرر می شود؟

جلوه های مختلف دارد می دولت که آب

زنگ در آیینه و در تیغ جوهر می شود

آه خون آلود را چندان که می دزدم به دل

از گره چون رشته باران رساتر می شود

نیست خوان پر ز نعمت را به سرپوش احتیاج

کی سر آزادگان قانع به افسر می شود؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.