گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۱۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می دو ساله نشاطش کم از جوانی نیست

شراب کهنه کم از عمر جاودانی نیست

که باز حرف گلوگیر توبه را سر کرد؟

که در بدیهه مینای می روانی نیست

ز جاده سخن راست، پای بیرون نه

که هیچ علم چو علم مزاج دانی نیست

چسان به خامه دهم شرح اشتیاق ترا؟

چو شمع، سوزش پنهان من زبانی نیست

به زیر منت خشک خضر مرو زنهار

که آب روی، کم از آب زندگانی نیست

میار سر ز گریبان چه برون یوسف

که رحم در دل سنگین کاروانی نیست

به شاخسار قفس واگذار مرغ مرا

که بال بسته شکست من آشیانی نیست

مکش به طعن گرانجانیم ز بیدردی

که برفشاندن جان آستین فشانی نیست

قسم به عزلت عنقا که کوی خاموشان

به آرمیدگی ملک بی نشانی نیست

به گوشه ای بنشین و خموش شو صائب

کنون که رونق بازار نکته دانی نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی