گنجور

 
صائب تبریزی
 

آسمان از شور دلهای کباب آسوده است

کوه تمکین خم از جوش شراب آسوده است

صبح محشر بی سبب ما را به دیوان می کشد

خود حساب از پرسش روز حساب آسوده است

دل نسوزد عشق را بر گریه های آتشین

آتش از اشک جگر سوز کباب آسوده است

عشق را پروای چشم عیبجوی نقل نیست

از گزند چشم خفاش، آفتاب آسوده است

با تهی چشمان ندارد اضطراب عشق کار

از پریدن حلقه چشم رکاب آسوده است

از خیال آسوده گردد دیده ارباب فکر

دیده اصحاب غفلت گر ز خواب آسوده است

کهنه اوراق دل ما قابل ترتیب نیست

از غم شیرازه کردن این کتاب آسوده است

هر که ما را ایمن از بیداد گردون دید، گفت

این هوا را بین که در قصر حباب آسوده است

در شبستانی که من محو تجلی گشته ام

نبض سیمابش ز موج اضطراب آسوده است

کار خار پا کند زر در کف دریا دلان

چون ندارد گوهری در کف سحاب آسوده است

نیست حاجت حسن ذاتی را به خال عارضی

این غزل صائب ز داغ انتخاب آسوده است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.