گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل نزد آبی بر آتش بلبل خودکام را

نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را

چهره خورشید رویان را سپندی لازم است

از شب جمعه است نیل چشم زخم ایام را

عشق عالمسوز می باید دل افسرده را

می پزد خورشید تابان میوه های خام را

نیست ممکن از زبان خوش کسی نقصان کند

چرب نرمی غوطه در شکر دهد بادام را

چون شرر بر جان نمی لرزم ز بیم نیستی

دیده ام در نقطه آغاز خود، انجام را

با ضعیفان پنجه کردن نیست کار اقویا

در قفس دارد نیستان شیر خون آشام را

صبح چون روشن شود، از خواب غفلت سر برآر

تا کفن بر خود نسازی جامه احرام را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.