گنجور

 
صائب تبریزی
 

چشمه حیوان ندارد آب و تاب زنده رود

خضر و آب زندگانی، ما و آب زنده رود

نیست آب زندگی را حسن آب زنده رود

صد پری در شیشه دارد هر حباب زنده رود

هر که بتواند سفیدی از سیاهی فرق کرد

می شمارد به ز آب خضر، آب زنده رود

سینه بر شمشیر بی زنهار ابرو می زند

چین ابروی بتان از پیچ و تاب زنده رود

می ستاند توبه را از کف عنان اختیار

جلوه مستانه دریا رکاب زنده رود

در خرابی های او چون می عمارتهاست فرش

وقت آن کس خوش که می گردد خراب زنده رود

چون ز ظلمت در لباس دود پنهان گشته است؟

نیست آب زندگانی گر کباب زنده رود

می دهد چون خضر، تشریف حیات جاودان

خاکهای مرده دل را فیض آب زنده رود

برق در پیراهن اندازد کتان توبه را

چون می روشن، فروغ ماهتاب زنده رود

در نقاب کف دل از روشن ضمیران می برد

آه اگر افتد به یک جانب نقاب زنده رود!

موج، مجنون عنان از دست بیرون رفته ای است

خیمه لیلی است پنداری حباب زنده رود

چشم بیدار و دل زنده است صائب گوهرش

هر رگ باری که برخیزد ز آب زنده رود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

زنده رود در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۱ نوشته:

جناب عبد الرحمن جامی شعری هم به نام همین "زنده رود" دارد که بیشتر معناهای عرفانی و صوفی مراد گرفته است. و زنده رود را در شعرش نام مکان و لحظه ای که جناب شاعر داشته با خدا راز و نیاز می کرده است، گذاشته است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.