گنجور

 
سعدی شیرازی
 

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی

که به دوستان یک دل سر دست برفشانی

دلم از تو چون برنجد که به وهم در نگنجد

که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی

نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو

که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی

غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم

تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی

عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم

عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟

دل عارفان ببردند و قرار پارسایان

همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم

همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد

و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی

تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری

عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم

که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی

مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم

تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم

خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی

بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون

اگر این قمر ببینی دگر آن سمر نخوانی

دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد

نه به وصل می‌رسانی نه به قتل می‌رهانی

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
دسته: طیبات
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال ۵۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مژده در ‫۱۲ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۴۹ نوشته:

صورت صحیح مصرع:
مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
بصورت زیر است:
مده ای رفیق پندم که بکار درنبندم
---
پاسخ: با تشکر، از جهت آن که به نظر می‏رسد تفاوت در نقل نسخه‏هاست، جهت جلوگیری از ایجاد یک نقل مختلط نقل متن را باقی گذاشتم و نقل مورد نظر شما را به عنوان نسخه‏ی جایگزین وارد کرد (با بردن نشانگر ماوس روی عبارت «نظر بر او فکندم» نقل جایگزین را می‏بینید).

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد حسین اصولی نژاد در ‫۲۴ روز قبل، جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۵ پاسخ داده:

عرض سلام

نسخۀ جلیگزین را نمی‌توانم ببینم. این امکان حذف شده یا اشکال از طرف من است؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۲۴ روز قبل، جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۵ پاسخ داده:

بله، نسخهٔ جایگزین حذف شده.

در آینده احتمالا امکانی برای افزودن نسخه‌های بدل اضافه خواهد شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس مشرف رضوی (مژده) در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۰ نوشته:

درمصرع:
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی
بنظر "جانت" ( جان به تو ) درستتر می آید (از لحاظ معنایی و دستوری) و با شیوه قدما سازگار تر است.
اما این این مصرع آهنگین تر و با مصرع اول سازگارتر می آید (و همینطور با "م" در "بدهم")
خبرش بگو که جانم بدهم به مژدگانی
(تنها بعنوان جایگزین ذکرشد؛ و همینطور آنطورکه توسط استاد شجریان - سرو چمان - اجرا می شود)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
س. ص. در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۲ نوشته:

بیت پنجم، مصرع دوم :
"بسوزم" باید "نسوزم" باشد.
با تشکر ؛ س. ص.
---
پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نگین شکروی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۳۳ نوشته:

با درود و سپاس فراوان
در مصرع دوم از بیت پنجم "بسوزم" صحیح است و بصورت جمله ی سوالی خوانده می شود:
عجبست اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
---
پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما «بسوزم» بازگردانده شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا علیزاده در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۱۱ نوشته:

دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۵۵ نوشته:

شما اصلا به معنی شعر توجه می کنید وقتی دارید تصحیح می کنید؟!
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانم بدهم به مژدگانی
یعنی " دشمن اگه می خواد جون من و بگیره نیازی به تیر و تیغ نیست، فقط کافیه که یه خبر از اون برام بیاره که من خودم جونمو بهش بدم"
---
پاسخ: با تشکر، متن تصحیح فروغی همین است (جانت)، از لحاظ معنی هم مشکلی ندارد چرا که «ت» در «جانت» به عدو برمی‌گردد یعنی من تو را (به تو) جان می‌دهم و مثل این در شعر سعدی زیاد دیده می‌شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
منوچهر در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۸ نوشته:

سر دست بر فشاندن در بیت اول به چه معناست ؟
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رسته در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۲۵ نوشته:

سر دست برفشاندن در بیت اول، بنا بر لغت نامه دهخدا، به معنی غضب کردن است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
م خسروانی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۵۶ نوشته:

دلم از تو چون برنجد که به وهم درنگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
در بیت فوق مطابق لغتنامه ی دهخدا و معنای بهتر شعر نرنجد به نظر میرسد درست باشد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۶ نوشته:

بیت ششم مصرع اول به جای ( ببردند)کلمه ی(ربودند) صحیحه.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرزین در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۲ نوشته:

این شعر توسط استاد شجریان هم در قطعه"سرو چمان"بسیار زیبا اجرا شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهروز در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۱ نوشته:

در بیت دوم مشخصا "برنجد" اشتباه و "نرنجد" درست است زیرا معنی بیت این است: چگونه از تو نرنجم وقتی به هیچ وجه برایم قابل تصور نیست که از دهانی چنان شیرین سخنانی چنین تلخ خارج شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امید در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۷ نوشته:

به نظر من بیت دوم به صورت صحیح نوشته شده است:
دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم درنگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
با استناد به این بیت از حافظ که:
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را
سعدی درین بیت منظور خود را با سوال پرسیدن میرساند: چگونه دلم از تو برنجد که حتی رنجیدن من از تو، در گمان و وهم نمیاید؟ معشوق برای عاشق، شکر دهان است، حتی با تلخ گویی.
در رسم عاشقان و عارفان رنجیدن از معشوق، تنها کار مدعیان عشق است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهر در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۸ نوشته:

من هم با جناب بهروز موافق هستم. دقیقا به همون دلیلی که ذکر کردند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی در ‫۷ سال قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۱ نوشته:

در بیت

عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
مصرع دوم نباید به صورت سوالی بیان شود چون معنای آن به طور خلاصه به این صورت است که :
از سخنان سوزناکم تعجب نکن (که از وجود همچون آتش من بیرون آمده است) اگر آتش (وجود من) را بر روی آتش نشاندی و با این کار به آتش آسیب رسید باید تعجب کنی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی در ‫۷ سال قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۵ نوشته:

در بیت

دلم از تو چون برنجد که به وهم درنگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
همان ((برنجد)) کاملاً صحیح است. چرا که اولاً سعدی هیچ وقت اهل شکایت نبوده و نیست (بسیار به ندرت گله گذاری در اشعار او راه دارد)
ثانیاً معنای بیت اینگونه هم می تواند باشد:
وقتی به ذهن خطور نمی کند و امکان هم ندارد که تو با این همه شکر زبانی تلخ گویی کنی پس چرا باید دلم از تو برنجد.
با نرنجد هم می توان بیت به صورتی که جناب بهروز معنا فرمودند معنی کرد اما با توجه به اولین نکته ای که عرض کردم ــ و آن اینکه باید سعدی را در نهایت خاکساری و ارادتمندی به دوست در نظر داشت ــ کلمه برنجد صحیح تر به نظر می رسد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین افشار در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۵ نوشته:

"سر دست برفشاندن، اگر چه در این‌جا، به معنای فراموش کردن و ترک گفتن است؛ منتها معنای گفت‌وگو نکردن و به جای هم‌صحبتی با عاشق، تنها به حرکت دست اکتفا کردن را نیز دارد. " -دکتر علی محمدی / دانشگاه بوعلی سینا همدان-
منبع:
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسن در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۹ نوشته:

در بیت:
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی
داره با عدو صحبت میکنه (مخاطبش دوم شخص مفرده) پس جانت درستتره... یعنی داره به عدو میگه: خبرشو بیار تا جانم را به عنوان مژدگانی به "تو" بدهم....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا حق وردی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۵ نوشته:

دربیت:

عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی
مصرع دوم نمیتواند سوالی باشد.
سعدی عزیز با تکیه بر عنصر آشنایی زدایی، عجیب نبودن سوزناک بودن سخن و عجیب بودن سوزناک بودن آتش را تاکید می کند. یعنی سوزناک بودن آتش در برابر سوزناک بودن سخن (آتش درون) بسیار ناچیز و جای سوال است.
پس هر دو مصرع بدون علامت سوال و با حالت خبری بیان می گردد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمود در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۵ نوشته:

با سلام بیت دوم صورت صحیحش اینه :
دلم از تو چون نرنجد...
که اشتباها برنجد نوشته شده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کسرا در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۱ نوشته:

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی...
سعدی خوبم... واقعا ما پیش ذکرت خجلیم ز بی زبانی...
نه عقلم میرسد نه درکم نه فهمم نه زبانم یاری میکند که از سعدی بگویم... فقط به زبون بچگیهامون میگم... قد همه ی ستاره ها دوستت دارم... ♥♥ ♥♥

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۲ نوشته:

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
سر دست فشانی معادل امروزی آن دست را حرکت دادن و گفتن برو بابا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آیدین در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۴ نوشته:

در بیت دوم با در نظر گرفتن معنی نرنجد درست به نظر می رسد:
دلم از تو چون نرنجد که به وهم در نگنجد
دلم چنان از تو نمی رنجد که قابل تصور نیست و در وهم نمی گنجد
در واقع معشوق به حدی بی مهری کرده است که نرنجیدن از وی غیر قابل تصور است ولی با این حال دل سعدی نمی رنجد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مینا مرادی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۳ نوشته:

جانت بدهم به مژدگانی...
ضمیر ت در جانت کاملا صحیح ست
رقص ضمیر در غزلیات شیخ اجل پرتکرار و کاملا بدیهی ست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
صادق در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۹ نوشته:

با سلام
میخواستم معنی و تفسیر بیت :
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
رو بدونم.
لطفا اگه میشه یه توضیح کلی هم در مورد این غزل و مقصود حضرت سعدی از سرودن آن بدید
با تشکر:)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
طاهره در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۳ نوشته:

مده ای رفیق پندم، که به کار درنبندم
صحیح است. مده ای حکیم پندم، که نظر بر او فکندم مربوط به بیت دیگری از سعدی در غزلی دیگر است:
مده ای حکیم پندم، که نظر بر او فکندم
که ز خویشتن گریز است و ز دوست ناگزیرم!
در مورد عجبست اگر نسوزم.... فکر میکنم در نسخه مرحوم فروغی به این صورت هست:
عجبست اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
اما آقای شجریان نمیدونم از روی چه نسخه ای میخونن:
عجبست اگر نسوزم چو بر آتشم نشانی!
فکر میکنم صورت دوم بهتر است و بیشتر سوزانندگی عشق رو میرسونه. حالت اول میگه تعجبی نداره من بسوزم. حالت دوم میگه نه تنها تعجبی نداره بسوزم، بلکه اتفاقا اگه نسوزم باید تعجب کنی!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
طاهره در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۶ نوشته:

در مورد نه خلاف عهد کردم... که یکی از دوستان توضیح خواسته بودن:
من عاشق تو هستم و فقط باید از تو حرف بزنم. حالا اگه از غیر تو حرف زدم خلاف عهد نکردم.همه اینا فقط بر سر زبان من هستن. ولی فقط تو در میان جان من هستی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
وفایی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۲ نوشته:

این بیت هم از سعدی است :
زن نو کن ای دوست هر نوبهار
که تقویم پاری نیاید به کار

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عارف در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۵ نوشته:

سر و دست برفشاندن: بی اعتنایی کردن ، روی گرداندن
(دهخدا)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پدرام در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۷ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۸ نوشته:

لطفا معنای بیت :
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پدرام در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۷ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۱ نوشته:

معنای بیت زیر:
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی
لطفا راهنمایی کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۷ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۴ نوشته:

پدرام جان
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی
میگوید : با من هم صحبت شو که هم صحبتی با تو چون آب زندگانی ست برای من ، بی تو می میرم
،،
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی
با کسی راز دل نمی گویم که چهره ام خود گویای اسرار من است
تو هم به صورت من نگاه کن تا از اسرارم با خبر شوی
زنده باشی
اگر به صورت من نگاه کنی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۷ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۶ نوشته:

می گوید :
" نفسی بیا و دمی بمان، سخنی بگو غزلی بخوان
به سراغ جان غمزده ای دمی بنشین غمی بنشان"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۷ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

بی سواد جان
میان گیومه از کیست
ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۵ نوشته:

حسین،2 جان ! یا شاید حسین جان،2
از دکتر ترابی شنیدم در سالی گمشده با یکی دوبیت دیگر ، خود او سروده است ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمود در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۵۹ نوشته:

این غزل از معجزه های شعر فارسی است ..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر.. در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۸ نوشته:

بی سواد عزیز.. پاک دل!
مصرع اول بیت زیبایی که آورده اید بر وزن "متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن" است و مصرع دوم آن بر وزن "متفاعلن مفاعلتن مفاعلتن مفاعلتن" ..
به هر شکل دلنشین است..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۲۵ نوشته:

این شعر را محسن عمادی روی آهنگی زیبا و سوزناک دکلمه کرده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

سلام ترجمه کامل شعر را میخوام.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۸ نوشته:

دوستان میتوانید پیوند به وبگاه بیرونی
به کانال گنجینه اشعار مراجعه کنید که از اشعار گنجور برگرفته شده است بهره مند شوید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۵ نوشته:

دوستان! عزیزان! همراهان!
اگر جایی در این شعر (یا هر شعر دیگه ای) با عوض کردن حرفی یا کلمه ای، یا گذاشتن نرنجدی به جای برنجدی، عبارتی یا مفهومی یا ترکیبی درمیاد که به نظر شما قشنگتر از شعر موجوده، اون شعر دیگه ایه که زحمت سرودنش با خود شما خواهد بود، اونی که سعدی گفته همینه. وقتی یه کلمه ای محکم و یکسان در همه نسخ هست، یعنی منظور مرحوم سعدی همین بوده، با عوض کردنش به دلخواه شما شاید شعر قشنگتر بشه در نظر شما، اما دیگه شعر سعدی نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سامان در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۶ نوشته:

ترتیب ابیات آخر رو ویرایش کنید
مورد دوم : خبرش بگو که "جانم" بدهم به مژدگانی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بیگانه در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۶ نوشته:

سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست؟؟
یا چو شیرین سخنت نخل شکر باری هست؟؟...
آب حیات بود این شعر...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیامک یوسفی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۱ نوشته:

قیامت میکنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۴ نوشته:

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یکدل سر دست برفشانی
چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می نماید
رخ همچو آفتابت زنقاب آسمانی
دل من نشان کویت ز جهان بجست عمری
که خبر نبود دل را که تو در میان جانی
چه محالها شنیدم چه به حالها رسیدم
که به سالها ندیدم ز لب تو کامرانی
به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
بود آن که اظطرارم که نخوانی و نرانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی
مکن ای امام مسجد من رند را ملامت
چو به شهر می پرستان نرسیده ای چه دانی
چه شوی به زهد غره که ز دیر می پرستان
به خدا رسید بتوان به تضرع نهانی
مددی که نیم مستم بده آن قدح به دستم
که به دولت تو رستم ز ملولی و گرانی
همه بندها گشادی به طریق دلفریبی
همه دستها ببستی به کمال دلستانی
دلم از تو چون برنجد که به وهم درنگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
دل تشنگان عاشق ز غم تو سوخت در بر
چه شود اگر شرابی بر تشنگان رسانی
هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
که ببرد رخت ما را همه دزد شب به آنی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۳ سال قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۱ نوشته:

نه به وصل می‌رسانی، نه به قتل می‌رهانی ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۵ نوشته:

همایون جان شجریان در در آلبوم قیژک کولی بیت سوم را به صورت زیر خوانده است که شیواتر و محکم تر است
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که قیامت است چندین سخن از هان چندان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۶ نوشته:

نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که قیامت است چندین سخن از دهان چندان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
منصور در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۳ نوشته:

عرض سلام و احترام
به نظر بنده نسوزم صحیح و بسوزم اشتباه و علامت سوال هم در انتهای مصرع ناصواب است.علامت سوال با حالت پرسشی که ایجاد میکند با ابیات خبری دیگر و کل شعر هماهنگی ندارد
عجب است اگر نسوزم چو برآتشم نشانی
شرح بدیهیات است که :چگونه توقع دارید نسوزم درصورتیکه مرا روی آتش گذاشته اید.
تمام شعر حاکی از خبر است نه پرسش(مده از حکیم پندم)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پویا در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۱ نوشته:

مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم نه به وصل می رسانی و به وصل می رهانی
ای که آزارم میدی (عدو) با آن آزار من نخواهم مرد پس یا مرا بکش یا به وصالت برسان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسن در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۲ نوشته:

به نظر من بیت دوم صحیح است و منظور از چون «بسیار» می باشد.
دلم از تو انقدر می رنجد که در وهم نیز نمی آید
زیرا که تو با وجود شیرین زبان بودن جواب مرا با تلخی می دهی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۷ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۱ نوشته:

چقدر قشنگ اشک در چشمانم حبقه شد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.