گنجور

غزل ۲۳۴

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آفتاب از کوه سر بر می‌زند

ماهروی انگشت بر در می‌زند

آن کمان ابرو که تیر غمزه‌اش

هر زمانی صید دیگر می‌زند

دست و ساعد می‌کشد درویش را

تا نپنداری که خنجر می‌زند

یاسمین بویی که سرو قامتش

طعنه بر بالای عرعر می‌زند

روی و چشمی دارم اندر مهر او

کاین گهر می‌ریزد آن زر می‌زند

عشق را پیشانیی باید چو میخ

تا حبیبش سنگ بر سر می‌زند

انگبین رویان نترسند از مگس

نوش می‌گیرند و نشتر می‌زند

در به روی دوست بستن شرط نیست

ور ببندی سر به در بر می‌زند

سعدیا دیگر قلم پولاد دار

کاین سخن آتش به نی در می‌زند

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

منتخبی از اشعار سعدی، حافظ و جامی » تصویر ۴۹ کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۴۹۹

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

یاسمین بویی که سرو قامتش
طعنه بر بالای عرعر می‌زند

بیش ار پنجاه گونه از درخت عرعر، به طور گسترده ای در سراسر جهان وجود دارد.درختی است بلند با تاج متراکم و مسطح . پوست تنه صاف و قهوه ای روشن که برش های طولی، نمائی راه راه به تنه می دهد
عرعر=سرو کوهی؛ ابهل؛اورس

فرخی:
بزرگ بتکده ای پیش و در میانش بتی
به حسن ماه و لیکن به قامت عرعر.

عنصری:
ز عرعر تراشند منبرش ازیرا
نریزد ز باد خزان برگ عرعر.

👆☹

ناشناس نوشته:

عشق را پیشانیی باید چو میخ
تا حبیبش سنگ بر سر می‌زند

انگبین رویان نترسند از مگس
نوش می‌گیرند و نشتر می‌زنند

👆☹

ناشناس نوشته:

انگبین روی است نترسد از مگس

نوش می‌گیرد و نشتر می‌زند

👆☹

7 نوشته:

روی و چشمی دارم اندر مهر او
کاین گهر می‌ریزد آن زر می‌زند
اندر مهر او چنانم که چهره زردم نشیمن اشک گرمم است.
انگبین رویان نترسند از مگس
نوش می‌گیرند و نشتر می‌زنند

بیرزد عسل جان من زخم نیش
خیال روی تو بگذرانم از درد خویش

👆☹

حمیدرضا نوشته:

در بیت سوم «تا» گویا بیشتر حرف ندا به معنی «مبادا» است تا حرف ربط. معنی بیت این می‌شود که این دست و ساعد اوست که درویش را به کشتن می‌دهد (می‌کشد) مبادا فکر کنی که با خنجر درویش را می‌زند.

👆☹

حامد نوشته:

ادرود به روان پاک سعدی

خدمت جناب ۷ عرض شود که نظر به اینکه خودتان استاد هستید بهتر از من واقفید که کلمه “میزند”ردیف این شعر است لذا برای اصلاح ایراد دستوری مصرع قابل تبدیل به “میزنند”نمیباشد،سالها قبل روزی در محضر دوست خوشنویسی راجع به خدمت خوشنویسان در طول تاریخ به اثار مکتوب چیزهایی میگفتم که دوست خوشنویس گفت از خیانتهاشونم بگو ،پرسیدم چه خیانتی؟گفت اینهمه تغییر و اختلاف و اشتباه در نسخ شاعران یک نمونه ریز و کوچکش هستش که دهها ساله تصحیح کننده های ریز و درشت رو در گیر خودش کرده که خدا میدونه سرانجام این تصحیحات به کجا ختم شه و چه زمینه هایی برای جنگ حیدری نعمتی ایجاد کنه .
و در خصوص بیت:
انگبین رویان نترسند از مگس
نوش میگیرند و نشتر میزند
واضح و مبرهن هستش که مصرع دوم ایراد دستوری داره و اظهر من الشمس هم هستش که مقام سعدی از این اشتباهات مبراست و زحمتکشان تهیه و تدارک این فضا و صفحه هم حفظ امانت کردند پس ایراد کار کجاست؟ایراد کار به احتمال زیاد همونجاایه که اون دوست خوشنویسم بهش اشاره کرده.

👆☹

ناباور نوشته:

انگبین رویان نترسند از مگس

نوش می‌گیرند و نشتر می‌زند
نمی دانم اشتباه از کجاست،
مگس نحل {زنبور عسل} مفرد است و نشتر میزند نیز مفرد.
باید نشتر می زند اشاره به مگس باشد.
با اجازه ی سعدی ، اگر چنین باشد بهتر همخوانی دارد:
نوش گیرد لیک نشتر می زند

👆☹

.. نوشته:

انگبین‌رویان نوش می‌گیرند و می‌دانند که مگس در مقابل نیش می‌زند..

👆☹

.. نوشته:

انگبین روفتن : انگبین‌رو
مشابه راه جستن: راه‌جو

👆☹

ناباور نوشته:

مگس ( زنبور عسل ) نوش می گیرد یعنی شیره ی گلها را می مکد، نشتر می زند یعنی نیش می زند.
اما آنانکه انگبین می پرورند و متصدی در این کارند از زنبور هراسی ندارند.

👆☹

.. نوشته:

نوش: عسل

👆☹

۸ نوشته:

انگبین رویان زیبارویانند و نه آنان که مگس انگبین می پرورانند. باردیگر بخوانید و اندکی بیندیشید.

👆☹

.. نوشته:

شما نیز دوست من
زیبارویان از مگس نترسند!!
این بیت هیچ مشکل دستوری یا ابهام ندارد آنگونه که دوستان بیان نموده‌اند.
سعدی در غزل دیگری از عبارت عسل رُفتن بهره برده‌است..

👆☹

۸ نوشته:

سپاس …..گرامی
خوانده و اندیشیده ام و مانای انگبین روی را در فرهنگ دهخدا یافته ام و گواه همین بیت است!!!

👆☹

۸ نوشته:

و ریشه فعل روفتن روب است و هم شیخ در گلستان می فرماید:

خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب

👆☹

.. نوشته:

آری دوست من
اما در اینحا رو مخفف شده‌ی روب است
مانند کاربرد آن در: دارو، پارو

👆☹

.. نوشته:

اصلاح می‌کنم:
رو مخفف روب است
بی‌سوادی مرا ببخشائید..

👆☹

پیشنهاد تصاویر مرتبط