گنجور

بخش ۲۲ - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آن

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور
 

اگر مرد عشقی کم خویش گیر

و گر نه ره عافیت پیش گیر

مترس از محبت که خاکت کند

که باقی شوی گر هلاکت کند

نروید نبات از حبوب درست

مگر حال بر وی بگردد نخست

تو را با حق آن آشنایی دهد

که از دست خویشت رهایی دهد

که تا با خودی در خودت راه نیست

وز این نکته جز بی خود آگاه نیست

نه مطرب که آواز پای ستور

سماع است اگر عشق داری و شور

مگس پیش شوریده دل پر نزد

که او چون مگس دست بر سر نزد

نه بم داند آشفته سامان نه زیر

به آواز مرغی بنالد فقیر

سراینده خود می‌نگردد خموش

ولیکن نه هر وقت باز است گوش

چو شوریدگان می پرستی کنند

به آواز دولاب مستی کنند

به چرخ اندر آیند دولاب وار

چو دولاب بر خود بگریند زار

به تسلیم سر در گریبان برند

چو طاقت نماند گریبان درند

مکن عیب درویش مدهوش مست

که غرق است از آن می‌زند پا و دست

نگویم سماع ای برادر که چیست

مگر مستمع را بدانم که کیست

گر از برج معنی پرد طیر او

فرشته فرو ماند از سیر او

وگر مرد لهو است و بازی و لاغ

قوی تر شود دیوش اندر دماغ

چو مرد سماع است شهوت پرست

به آواز خوش خفته خیزد، نه مست

پریشان شود گل به باد سحر

نه هیزم که نشکافدش جز تبر

جهان پر سماع است و مستی و شور

ولیکن چه بیند در آیینه کور؟

نبینی شتر بر نوای عرب

که چونش به رقص اندر آرد طرب؟

شتر را چو شور طرب در سر است

اگر آدمی را نباشد خر است

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی-م نوشته:

شتر را چو شور طرب در سرست
اگر آدمی را نباشد خرست

👆☹

جی 7 نوشته:

چه مرد سماع است شهوت پرست؟

به آواز خوش خفته خیزد، نه مست

پریشان شود گل به باد سحر

نه هیزم که نشکافدش جز تبر

جهان پر سماع است و مستی و شور

ولیکن چه بیند در آیینه کور؟

نبینی شتر بر نوای عرب

که چونش به رقص اندر آرد طرب؟

شتر را چو شور طرب در سرست

اگر آدمی را نباشد خرست

👆☹

سهراب فرسیو نوشته:

در لغتنامه‌ی دهخدا در مدخل “سامان” این بیت (هشتم) از بوستان چنین آمده است:
نه بَم داند آشفته‌سامان نه زیر بنالد به‌آواز مرغی فقیر
و در همین لغتنامه، در مدخل “آشفته‌سامان”، بیت به‌صورتی آمده که در اینجا قید شده:
نه بَم داند آشفته‌سامان نه زیر به‌آواز مرغی بنالد فقیر
همچنین در لغتنامه، در مدخل “فقیر” بیت با تغییر “داند” به “دارد” آمده است:
مرحوم دهخدا “آشفته‌سامان” را: فقیر. || شوریده. مجذوب (به‌اصطلاح صوفیه و عرفا) معنی کرده است. و “فقیر” را به‌جز معانی مختلف بی‌ربط به‌این بحث:

👆☹

عباس (مصیب) مهر آشیان مسکنی نوشته:

با سلام ندیدی شتر با حُدای عرب درست است
و حدی و پهلوی گوشه ای موسقی ایرانی هم هست چون تمام گوشه ها و مقام های موسقی عرب در موسقی ما وجود دارد.
پس بعضی ها نوشته اند خدای عرب بعضی ها نوشته اند نوای عرب هردو غلط است و حُدای عرب یعنی ح حطی باید نوشته شود و این گوشه در دستگاه سگاه و چهار گاه ایران اجرا می شود البته زجز هم میگوییم ولی بعضی ها رجز را متغییر کرده اند بسیار گم و میگویند این باز جدگانه است والا همان حدی عرب می باشد و در فرهنگ هم اگر حدی جستجو بزنیم شرح کامل دارد.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید