گنجور

بخش ۷ - حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

بزارید وقتی زنی پیش شوی

که دیگر مخر نان ز بقال کوی

به بازار گندم فروشان گرای

که این جو فروشیست گندم نمای

نه از مشتری کز زحام مگس

به یک هفته رویش ندیده‌ست کس

به دلداری آن مرد صاحب نیاز

به زن گفت کای روشنایی، بساز

به امید ما کلبه اینجا گرفت

نه مردی بود نفع از او وا گرفت

ره نیکمردان آزاده گیر

چو استاده‌ای دست افتاده گیر

ببخشای کآنان که مرد حقند

خریدار دکان بی رونقند

جوانمرد اگر راست خواهی ولیست

کرم پیشهٔ شاه مردان علیست

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر ۱۰۷

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عنقا نوشته:

تصحیح شود:
کزدحام = که از ازدحام

👆☹

شاه علی حصاری نوشته:

کز زحام درسته جانم 《که از زحام》 یعنی … که از زحام (زحمت) مگس [ها] کسی نمی توانست رویش را ببیند به اصطلاح امروز فقط مگس می پروند از بی رونقی کار!

👆☹

احسان نوشته:

مصرع اول اولین کلمه بنالید درسته

👆☹

شهروز کبیری نوشته:

با درود یه همگی فرزانگان
جناب آقای حصاری عزیز درباره معنی تحت اللفضی بیت زیر، کاملا صحیح فرمودن، اما معنی کنایی را بنظرم نادرست برداشت کردن.

نه از مشتری کزدحام مگس
به یک هفته رویش ندیده‌ست کس

یعنی از ازدحام مگس ها، روی این مرد رو نمیتوان دید. این بیت کنایه از کثیف بودن گندم فروش است. چرا که زن در حال شکایت و بدگویی از اوست. مگس پراندن گندم فروش که عیبی نیست برای نخریدن از وی.

نکته ای دیگر اینکه: طبق بعضی نسخ شاه بیت به این صورت آمده:

به بازار گندم فروشان گرای
که او جو فروش است و گندم نمای

یعنی قبل از گندم نمای یک واو دارد. به نظر این حقیر میرسد این ضبط از این بیت، شکل صحیح تری باشد.

👆☹

شهروز کبیری نوشته:

بنده با نظر جناب عنقا موافق هستم. به نظر میرسد
«کزدحام» صحیح تر باشد که مخفف همان «که از ازدحام» است. خوانش استاد بهرام مشیری نیز نیز با این نظر منطبق است.

👆☹

گمنام نوشته:

شهروز کبیری گرامی،
“زحام”
خود به مانای فراوانی ، انبوهی است
استاد خود خوانده به نادرست ” کز دحام ” خوانده است.

👆☹

7 نوشته:

واژه درست زحام میباشد
zeham
زحام جای تنگ است که با انبوهی جمعیت همراه باشد و به زبان خودمانی منظور در بیت یاد شده وولیدن مگس ها میباشد .از همین رو قیامت را یوم الزحام گویند.
نه از مشتری بلکه از انبوه مگسها کسی در این هفته ریختش را ندیده است.
البته باید دانست این بهتانی است که از زبان زن نابکار گفته شده و درست نیست و سعدی این را پایه این داستان گرفته است و در برابر آن احسان مرد را بیان کرده است.
کوتاه اینکه فروشنده جوفروش گندم نما نبوده و یا به اثبات نرسیده و فقط از زبان همین یک زن چنین گفته شده است و گویا مرد میداند که زن او به زبان امروزی شیشه خورده دارد

👆☹

کریم محمدی نوشته:

جوانمرد اگر راست خواهی ولیست
کرم‌ پیشه ی شاه مردان علیست

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود علی بود

امیر المومنین علی (ع) ولی خدا و وصی پیامبر (ص)،
انشاالله با دست پر کرم و بخشش دست همه ی ما را بگیرد و ما را یاری فرماید.آمین.

👆☹

مرتضی پرورش نوشته:

متن منطبق بر تصحیح مرحوم محمدعلی فروغی است و همهٔ ابیات به همبن صورت که آمده صحیح است. تصحیح مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی نیز همین را تأیید می‌کند، با تغییری بسیار جزئی در مصرع دوم از بیت دوم «که این جوفروش است گندم‌نمای». در متن بالا فقط رسم‌الخط کمی امروزی‌تر شده‌است.
- بزارید bezārīd، سوم‌شخص ماضی ساده از مصدر جعلیِ «زاریدن»
- زحام zehām، مصدر عربی؛ هم‌معنا با ازدحام، اما نه هم‌ریشه.

«کزدحام»: در دو نسخه از بوستان، نخست «چاپ و شرحِ Ch. H. Graf؛ ویَن، ۱۸۵۸ م» و سپس «چاپ اسماعیل امیرخیزی؛ طبع دوم: تبریز، ۱۳۱۲ ش»، مصرع نخست بیت سوم چنین است: نه از مشتری کزدحامِ مگس…
که بی‌تردید غلط است. زیرا اگر هجای اول را مخففِ «که از» بگیریم، آنچه می‌ماند «دِحام» است و نه «ازدحام». یعنی یک «ز» کم می‌آید که واژه را بی‌معنا می‌کند. پس همان ضبط بالا صحیح است.

👆☹

مرتضی پرورش نوشته:

متن منطبق بر تصحیح مرحوم محمدعلی فروغی است و همهٔ ابیات به همین صورت که آمده صحیح است. تصحیح مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی نیز همین را تأیید می‌کند، با تغییری بسیار جزئی در مصرع دوم از بیت دوم «که این جوفروش است گندم‌نمای». در متن بالا فقط رسم‌الخط کمی امروزی‌تر شده‌است.
- بزارید bezārīd، سوم‌شخص ماضی ساده از مصدر جعلیِ «زاریدن»
- زحام zehām، مصدر عربی؛ هم‌معنا با ازدحام، اما نه هم‌ریشه.

«کزدحام»: در دو نسخه از بوستان، نخست «چاپ و شرحِ Ch. H. Graf؛ ویَن، ۱۸۵۸ م» و سپس «چاپ اسماعیل امیرخیزی؛ طبع دوم: تبریز، ۱۳۱۲ ش»، مصرع نخست بیت سوم چنین است: نه از مشتری کزدحامِ مگس…
که بی‌تردید غلط است. زیرا اگر هجای اول را مخففِ «که از» بگیریم، آنچه می‌ماند «دِحام» است و نه «ازدحام». یعنی یک «ز» کم می‌آید که واژه را بی‌معنا می‌کند. پس همان ضبط بالا صحیح است.

👆☹

محسن نوشته:

من تصور می‌کنم بیت آخر الحاقی است و از سعدی نیست. این بیت تنها می‌تواند اثر یک شاعر شیعه مذهب باشد درحالیکه سعدی قطعآ سنی مذهب است. شعر در قتل مستعصم او تردیدی باقی نمیگذارد. او مستعصم را امیرامؤمنین خطاب می‌کند :
آسمان را حق بود گر خون ببارد بر زمین/
در ازائ قتل مستعصم امیرالمؤمنین

👆☹

داود نوشته:

باتوجه به بیت ببخشای کانان که مرد حقند/خریدار دکان بی رونقند بری جناب سعدی کسادی ورکود وگران فروشی مردبقال دل ازار بوده ورکود دکان بقال را به پراندن مگس تشبیه کرده نه به خاطر کثیفی دکان بقالی.در عرف هم به کسی که فقیراست می گویند شپش در جیبش معلق می زند .التماس تفکر

👆☹

داود نوشته:

به همین خاطر سعدی جوانمرد حرفش را در دهان شوی زن می گذارد واز بان مرد به زن او می گوید:خیلی اهل کلکولیشن وچرتکه انداختن نباش وامید بقال را با کرم براور.درود بر سعدی جوانمرد نشستم با جوانمردان قلاش/ بشستم هر چه خواندم بر ادیبان.یا عجب ناید از سیرت بخردان/که نیکی کنند از کرم با بدان.یا جوانمردی ولطف است آدمیت/همین نقش هیولایی مپندار.

👆☹

گنجینهٔ گنجور