گنجور

بخش ۲۲ - در نواخت رعیت و رحمت بر افتادگان

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

مدر پرده کس به هنگام جنگ

که باشد تو را نیز در پرده ننگ

مزن بانگ بر شیرمردان درشت

چو با کودکان برنیایی به مشت

یکی پند می‌داد فرزند را

نگه دار پند خردمند را

مکن جور بر خردکان ای پسر

که یک روزت افتد بزرگی به سر

نمی‌ترسی ای گرگگ کم خرد

که روزی پلنگیت بر هم درد؟

به خردی درم زور سرپنجه بود

دل زیردستان ز من رنجه بود

بخوردم یکی مشت زورآوران

نکردم دگر زور بر لاغران

الا تا به غفلت نخفتی که نوم

حرام است بر چشم سالار قوم

غم زیردستان بخور زینهار

بترس از زبردستی روزگار

نصیحت که خالی بود از غرض

چو داروی تلخ است، دفع مرض

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر ۷۱ بوستان سعدی مذهب و مصور نوشته شده در قرن نهم هجری قمری در ایران » تصویر ۷۸ کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر ۳۸۵

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

7 نوشته:

پنج بیت آغازین این حکایت که به نادرست در پایان حکایت پیشین آورده شده است:
یکی پند می‌گفت فرزند را
نگه‌دار پند خردمند را
مکن جور بر خردکان ای پسر
که یک روزت افتد بزرگی به سر
نمی‌ترسی ای گرگ ناقص خرد
که روزی پلنگیت بر هم درد؟
به خردی درم زور سرپنجه بود
دل زیردستان ز من رنجه بود
بخوردم یکی مشت زورآوران
نکردم دگر زور با لاغران

👆⚐

می‌کدهٔ اپل