گنجور

شمارهٔ ۲۷ - درصفت اسب

 
عرفی
عرفی شیرازی » قطعات
 

شاهنشها ! حقیقت اسبی که داده ای

بشنو زلطف تا برسانم بعز عرض

درویش بیعصاش نگیرد زمن بمفت

طرار مفلسش نستاند زمن بقرض

پیراست و علتی بخوراکش فزوده ام

آری بود رعایت پیر علیل فرض

گرشیهه ای زند بجوانی ستایمش

ورنقطه ای رود کنمش نام طی ارض

مهمیز میزنم بوی از صبح تابشام

تا نیم گام میرود آنهم بپای فرض

هستم بر او سوار و بمعنی پیاده ام

گامی بطول میزدم اکنون زنم بعرض



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.