گنجور

شمارهٔ ۲۵

 
عنصری
عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
 

بگرد ماه بر از غالیه حصار که کرد

بروی روز بر از تیره شب نگار که کرد

نبود یار بطبع و بجنس ظلمت و نور

بروی خوب تو این هر دو چیز یار که کرد

ترا که کرد بتا از بهار خانه برون

جهان بروی تو بر جان من بهار که کرد

بماه مانی آنگه که تو سوار شوی

چگونه ای عجبی ماه را سوار که کرد

اگر ز عشق تو پر ناز گشت جان و دلم

مرا بگوی رخانت برنگ نار که کرد

گر استوار نبودی ز دور بر دل من

مرا بمهر تو نزدیک و استوار کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام