گنجور

شمارهٔ ۲۱

 
عنصری
عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
 

اگر چه تنها باشد همه جهان با اوست

و گرچه با او باشد همه جهان تنهاست

گناه دشمن پوشد چو تیره گشت بعفو

بچیرگی در عفو از شمایل حکماست

عجب مدار ز من گر مدیح او گویم

که هرک گوید جز من بمدح او گویاست

ز فضل و مخبر و منظر بر او گوا بس کن

که آشکارٍۀ مرد از نهان مرد گواست

بسان آب و گیا خدمتش قرار دلست

بلی دل آنجا گیرد قرار کآب و گیاست

مدار نام نکو گرد فضل نیک بود

که فعل نیکو فضلست و نام نیک زکاست

صلاح بندۀ مخلص که دائم افزون باد

و آن کسی که همی نفی جست شد کم و کاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام