گنجور

شمارهٔ ۹۹۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر هیچ می‌توانی ما را حمایتی کن

پیوندِ جانِ خود را با ما عنایتی کن

گر می‌توان که دستم گیری و در پذیری

بسیار مزد باشد اندک رعایتی کن

یک شب بیا زمانی برگوی داستانی

تا خود سر چه داری آخر حکایتی کن

واجب کند ترحم بر بنده‌ی مقصر

پندی، نصیحتی ده شکری، شکایتی کن

اول عزیز کردی آخر مدار خوارم

هم خود بنا نهادی هم خود کفایتی کن

با ما مگو که زر کو آن تنگِ پر شکر کو

از گفته‌ی نزاری بنشین روایتی کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام