گنجور

شمارهٔ ۹۵۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چه می‌خواهی پیاپی عهد بستن

چو عادت کرده‌ای پیمان شکستن

به جان می‌بایدم پیوند با تو

گرم پیوندِ جان خواهی گسستن

اگر خواهی به حسرت سینه سفتن

ورم خواهی به کزلک دیده خستن

نه آن صیدم که با جانان بکوشم

توانم هرگز از قیدِ تو جستن

چه بوده‌ست اتّصال از بدوِ فطرت

به مرگ از دوستی نتوان برستن

مرا از زندگانی در جهان چیست

زمانی با دل‌آرامی نشستن

ز گل گر خنده می‌خواهی نزاری

چو ابرت بر سرش باید گرستن

قدم چون در نهادی در پی دل

ز نام و ننگ باید دست شستن

اگر چون سنگ تن در جور دادن

وگر با نازنینان در ببستن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام