گنجور

شمارهٔ ۹۲۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دل گم کرده‌ی خود را ز کجا می‌جویم

روز و شب در طلبش گرد جهان می‌پویم

مگر از آهِ دلِ سوخته یابم اثری

هر کجا می‌رسم از خاک هوا می‌بویم

تا مگر زو خبری یابم و بویی شنوم

غمِ دل با همه کس می‌روم و می‌گویم

خود سر از پیش نیارم ز خجالت برداشت

که ببرد آتشِ این حادثه آب از رویم

بر دلِ شیفته آخر چه ملامت که هنوز

به هوس میل نظر می‌رود از هر سویم

منم اکنون و نزاریِ به زاری زاری

که نه زورست و نه زر در کف و در بازویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام