گنجور

شمارهٔ ۹۱۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

هر چه بر اندیشم از تو زار بگریم

مردمکِ دیده در کنار بگریم

نشترِ رقّت فرو برم به رگِ جان

وزمژه خونابِ ابروار بگریم

یاد کنم زان چو سیم سیبِ زنخ‌دان

وز حَدّقان دانه‌ی انار بگریم

سیمِ بنا گوشِ تو چو در نظر آرم

بر ورقِ زرِّ کم عیار بگریم

هر نفس از حیرتِ زمرّدِ خطّت

عبرتِ یاقوتِ‌آب‌دار بگریم

تا بنسوزم ز سینه آه برآرم

تا بنشانم ز دل غبار، بگریم

هرچه بنالم به اضطراب بنالم

هر چه بگریم به اعتبار بگریم

گفت کسی پیشِ من ز درِّ عدن باز

گفتمش اندر دمی هزار بگریم

از دُرَر دیده نزاری مسکین

باز مگو پیشِ من که زار بگریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام