گنجور

شمارهٔ ۸۹۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

من از این عهده کی برون آیم

بی دلیلی به راه چون آیم

تو بخوان تا توانم آمد من

تو ببر تا ز خود برون آیم

گر به معراج ارتقا دهی ام

سقف افلاک را ستون آیم

عدم است انتکاس و می دانم

که ز بالای سرنگون آیم

گر به رای بلند خویش روم

پس ز دو نان هنوز دون آیم

به محل از همه فریشتگان

گر توم ره دهی فزون آیم

ور به خود واگذاریم هیهات

حارث مره را زبون آیم

ور توانم ز عقل چون مجنون

در ره عشق ذوفنون آیم

باز می گو نزاریا که به خود

من از این عهد کی برون آیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام