گنجور

شمارهٔ ۸۷۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در انتظار وصال تو عمر می گذرانم

قرار عهد بر این بود و من هنوز برآنم

چه روزگار به سر برگذشت و عمر به سر شد

که من ز دست تو بر سرزنان و جامه درانم

تو فارغ از من و من از پی قدوم وصولت

دو دیده بر سر ره مانده هم چو منتظرانم

اگر چه در نظر صورتم به شکل نیایی

ولی به چشم ملاقات معنوی نگرانم

{در متن چاپی افتادگی دارد} با رقیب کوی تو گفتم

اگر به لطف نمی خوانیم به قهر مرانم

جواب داد که این جا مگرد بیش و حذر کن

که من ملازم این در به دفع کژ نظرانم

محیط عشق و به گرداب درفتاده چه کوشم

دگر زمانه نه ممکن که افکند به کرانم

ز بس که بر سر سودا کشیده می کنم اقداح

سبک شدند دماغ و دل از شراب گرانم

بهشت نقد نزاری تویی و بس که مذکِّر

به حور نسیه نیارد فریفت چون دگرانم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام