گنجور

شمارهٔ ۷۹۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

جان در سرِ دل باختم تا عاشقِ جانانه ام

دل هم چو جان بفروختم تا در جهان افسانه ام

رویی به خوبی دارد او گر دوست می دارم چه شد

ماه است و من شوریده ام شمع است و من پروانه ام

چون بنگرد صاحب نظر با من نیامیزد دگر

هان ای خردمندان دگر دیوانه ام دیوانه ام

گه در کرامات اولیا گه در خراباتم گرو

گه محرم بیت الحرم گه ساکنِ بت خانه ام

اکنون نزاری یافتم من او نی ام او دیگرست

او خنب و من پیکر صفت گنج است و من ویرانه ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام