گنجور

شمارهٔ ۷۴۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

اگر تو جهد کنی با تو می رود توفیق

رفیقِ راه تو توفیق به علی التحقیق

اگر مشاهده خواهی برو مجاهده کش

به پایِ جهد میسّر شده ست قطعِ طریق

سفینه واسطه ی مَخلص است بی ملاّح

گمان مبر که توان شد برون ز بحرِ عمیق

به مهلکات در افتاده جهد باید کرد

به کوششی که برآید ز دست و پایِ غریق

مکن فراخ روی در سخت که پنهان است

رموزِ مردان در ضمنِ نکته هایِ دقیق

خیال و وهم و قیاس از دماغ بیرون کن

که استقامتِ تو نیست جز درین تفریق

مدام باش طلبگارِ وقت بی تأخیر

قیام کن به مهمّاتِ خیر بی تعویق

ز راح دست مکش روح را صفایی ده

صفایِ روح نباشد مگر به راحِ رحیق

سِیه کنند سفید اهلِ روزگار و مرا

دقیقه ایست ز من بشنو ای رفیقِ شفیق

خضاب کاریِ من به که هر سپیده دمی

رخِ زریرِ نزاری به مَی کنم چو عقیق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام