گنجور

شمارهٔ ۶۵۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاس

زمانه بر سر ما گو به خون بگردان آس

ز هم‌نشین موافق طلب حصول حیات

در سرای فرو بند بر عوام‌الناس

حذر ز صحبت جاهل که صفحهٔ کاغذ

سیاه‌روی شد از هم‌نشینی انقاس

اگرنه بر گل و سنبل گذر کند به بهار

نسیم باد صبا کی شود مسیح انفاس

دکان عطر فروشان طلب در این بازار

که بوی مشک نیاید ز خانهٔ کنّاس

برای ضبط اقالیم صبح غرّه مشو

که بحر عشق فرو برد ازین بسی اجناس

ملوک اگرچه جهان را به تیغ ضبط کنند

به عاقبت چه برند از جهان دو گز کرباس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام