گنجور

شمارهٔ ۶۴۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

کاروان بربست بار و ره دراز

برگ راه و توشهٔ منزل بساز

در سلوک امتحان بی عذر و دفع

رهنوردی چست باید چشم باز

تا نماند از رفیقان بازپس

بیشتر حاصل کند خط جواز

درد بی‌درمان که می‌گویند حرص

راه بی‌پایان که می‌گویند آز

کوته است ایام عمر بی‌ثبات

منزل آز و امل دور و دراز

پس روان اهل آرا می‌کنند

از مقامات کمالات احتراز

پیشوایانشان به اسفل می‌برند

ز آن نمی یارند بودن سرفراز

دعوی عصمت محال است از جنب

زشت باشد بر مصلا بی‌نماز

غارت و تاراج و قتل و معتقد

عدل و انصاف و امان و ترک تاز

در میان حلقهٔ پاکان حق

خویشتن را کی تواند کرد گاز

نعل پیشانی چو سندان پیش دار

ورنه نتوان کرد و دعوی بر مجاز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام