گنجور

شمارهٔ ۶۳۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

راز سر بسته اگر راست نمی‌گویم باز

جملهٔ خلق بدانند به تسبیح و نماز

گر بدانند که بی او همه هیچ‌اند همه

پس چه اقرار حقیقی و چه انکار مجاز

چون همه اوست من و تو که و چه ای همه او

عالمی نیست که دارد خبر از عالَمِ راز

از تو چون هیچ نماند چه بماند جز او

زیر خایسک چنین رمز که می دارد گاز

در فضای لِمن الملک بکن طَیْرانی

مرغ جان چند کند بر سر قالب پرواز

تا تو با خویشتنی هیچ نیاید از تو

چشم بر بند و بیاموز ادب از شهباز

سر تسلیم بنه گردن ابلیس مکش

پیش گردن شکنان سر به تهوّر مفراز

چاره آن است نزاری که زبان مُهر کنی

گر چه بی‌فایده باشد چو برون شد آواز

این همه کثرت شرک از نظر احول ماست

یک جهت باش که واحد نپذیرد انباز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام