گنجور

شمارهٔ ۶۳۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

بلای عشق تو ناگه ز در درآمد باز

مدار دور سلامت مگر سرآمد باز

حُبوب مهر تو در کشت زار سینهٔ من

برست و تخم پراکند و در برآمد باز

خدنگ غمزهٔ تو بر دلم به نسبت حال

هزار بار زهر بار خوش‌تر آمد باز

دلم اگر چه برفت از ستیز تو یک چند

ولی به عجز چو خسرو ز شکر آمد باز

گمان مبر که ز کویت دل ستم‌کش من

به ترّهات رقیب ستم گر آمد باز

رقیب گو به ملامت مبالغت می‌کن

مرا چه غم چو دل آرام در برآمد باز

گذشت نوبت هجران نزاریا خوش باش

که دور وصل و زمان طرف درآمد باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام