گنجور

شمارهٔ ۵۳۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

سر به سر رازی که با من گفته اند

با که بر گویم که مردم خفته اند

پاک بازان خانه ی وهم و خیال

پاک کردستند و بیرون رفته اند

بنگه دیوانگان عشق او

زان سبب در هم دگر آشفته اند

رغم جانان راست کین افسردگان

جام جان پرور به کف بگرفته اند

دولت باقی به مبطل کی دهند

بر مغیلان نسترن نشکفته اند

با کسی چون بازگویم کاولیا

راز پنهانی زخود بنهفته اند

همچو حلاجند بر دار قبول

هرکه را در ابتدا پذرفته اند

گوهر اسرار دور کشف را

هم به الماس نزاری سفته اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام