گنجور

شمارهٔ ۵۱۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

من از در تو به جایی دگر نخواهم شد

به تیغ تیز ز کویت به در نخواهم شد

چنین که مستم از آن هر دو چشم مخمورت

به رستخیز قیامت خبر نخواهم شد

نظر به من کن اگر عشق پاک خواهی باخت

که من متابع کوته نظر نخواهم شد

من از حرارت شیرین چنان بسوخته ام

که بعد از این به هوای شکر نخواهم شد

پدر عتاب همی کرد کز جنون تو من

به نزد مردم عاقل دگر نخواهم شد

جواب دادم بابا مگر تو پنداری

کزین که هستم دیوانه تر نخواهم شد

گریز چون کنم از حکم اوستاد ازل

به نردبان ز برِ چرخ بر نخواهم شد

نه مرد عقلم و تحصیل عشق خواهم کرد

به قول مدعیان بی هنر نخواهم شد

ز ننگِ آن که نزاریِ عاقلم خوانند

دگر به عشق چو مجنون سمر نخواهم شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام