گنجور

شمارهٔ ۵۰۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مشنو که مرا جز تو یاری و کسی باشد

باتو ز جهان خوشتر گر خوش نفسی باشد

گر مار سر زلفت بر پای کسی پیچد

طاووس بهشت اینجا همچون مگسی باشد

من روی وفا از تو هرگز بنگردادم

سر در قدمت بازم گر دست رسی باشد

تا رای تو چون باشد یا روی تو چون بیند

از وصل تو در هر سر هرجا هوسی باشد

دوزخ چه و جنت که هیچ اند همه بی تو

گر بی تو بود جنت بر ما حرسی باشد

از تو همه تو باید نه جنت و نه طوبی

بیمار خسیسی کو موقوف خسی باشد

ارّان چه و شروان چه بیچاره نزاری را

از هر مژه بر رویش بی تو ارسی باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام