گنجور

شمارهٔ ۵۰۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر یاد کند یک شبَکم یار چه باشد

تا شاد شوم زو من غمخوار چه باشد

خندان و خرامان ز درم مست درآید

جامی دهدم زان میِ رخسار چه باشد

یک بوسه به من بدهد و جانم بستاند

هرچند که ارزان بود این بار چه باشد

گویند مرا جان چه کنی در سر کارش

مقصود تو آنگاه ز دیدار چه باشد

گر دست دهد دولت این کار برآید

در هر دو جهان خوش تر از این کار چه باشد

جان با گل وصلش [ به جز از ] خار نیاید

آنجا که گل آید عدم خار چه باشد

آنجا که بود قامت و رخسار نگارم

چه سروِ چمن یا گلِ گلزار چه باشد

جایی که کند غارت ایمان سر زلفش

چه جای چلیپا ست که زنار چه باشد

گفتم لب لعلش بگزم گر بکشندم

یا نه ببرندم به سر دار چه باشد

این قطعه [ مجازات بد ] ان آمد کو گفت

(( گر بر دل من رحم کند یار چه باشد))

باید که به گفتار نکو غره نباشی

کردار نکو باید ، گفتار چه باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام