گنجور

شمارهٔ ۴۶۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دلی که پیشِ غم از صابری سپر سازد

غذایِ دل مگر از گوشۀ جگر سازد

به رنجِ هجرِ تو در ساختم چو ممکن نیست

که با کسی به مدارا غمِ تو در سازد

دلِ زمانه بسوزد ز سوزِ من چو دلم

نوایِ عشقِ تو با نالۀ سحر سازد

مرا به عشقِ تو تقدیرِ چرخ راه نمود

اگر نه عقل ز پیشِ بلا حذر سازد

ولی چو حکمِ قضایِ سپهر نازل شد

گمان مبر که کسی دافعِ قدر سازد

دلم وصالِ ترا باز اگر اجل برسد

به هر حیل که بود چارۀ دگر سازد

اگر چه کار نزاری زمانه با تو نساخت

امیدوارم آری خدا مگر سازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام