گنجور

شمارهٔ ۴۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

هرگز مه آزمای دگر آزموده را

زیرا محل بوده نباشد نبوده را

گر جاهلی ستایش جاهل کند ولی

نتوان ستود پیش خرد ناستوده را

بر هر کس اعتماد مکن زان که هرزه گوی

باور نکن که باز نگوید شنوده را

جانش بکاهد ار ندهی رخصتش به گفت

نتوان خموش داشت سخن بر فزوده را

قلاب را اگر ز خیانت گریز نیست

صرّاف نیک داند از زر، زدوده را

معقولِ عقل نیست که صرّاف چشم باز

با سرمه نسبتی دهد انگشتِ سوده را

خوش وقت عارفان محقق که نزدشان

چندان محل نباشد این خاکِ توده را

گه گه به گوش مالِ ادب بهرِ انتباه

واخواست واجب است تغافل نموده را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام