گنجور

شمارهٔ ۴۵۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

امروز که باده می توان خورد

یک هفته بهانه می توان کرد

هان تا به موافقت برآریم

از مغزِ خمِ گرفته سر گرد

هر کو سرِ پایِ خم ندارد

گو هم چو زمانه گردِ سر گرد

چون لاله کنیم از پیاله

رویی که شده ست چون گلِ زرد

زان می که ز عکسِ پرتوِ او

از چوبِ سیه برون دَمَد ورد

زان می که پلنگِ هیبت او

با عقل کند چو شیر ناورد

بر سنگ زدیم شیشۀ نام

از ننگِ وجودِ ناز پرورد

چون فایده نیست چند نالیم

از جورِ رقیبِ ناجوان مرد

هیهات که صرصرِ ملامت

طوفان ز وجودِ ما برآورد

ما پختۀ کارگاهِ عشقیم

گو عقل مکوب آهنِ سرد

بیزار شدیم از نزاری

ماییم و حریفِ دُردیِ درد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام