گنجور

شمارهٔ ۴۳۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چو بلبل دگر باره آواز کرد

به رویم در خوش دلی باز کرد

به بیغوله خلوت اباد من

چو زهره به خنیاگری ساز کرد

به فریاد و افغان و زاری ز بس

که تدبیر انجام واغاز کرد

میان گلستان بر اطراف خار

به صد حیله خود را دمی کاز کرد

بر آورد دستان به تشنیع گل

که چون تو بسی خواجه پرواز کرد

هم از غایت حسن گل مست شد

فرو ماند از بس که پرواز کرد

سر انجام حظی ندید از حیات

اگر هفته ای در چمن ناز کرد

به نرگس نگه کن که باد صبا

اگر چند روزش سر افراز کرد

بدو در زمستان نگر کز وجود

روانش به سوی عدم باز کرد

مرا عشق در خانه امتحان

بپرورد و ره داد واعزاز کرد

وزان پس که در خانه ساکن شدم

به یک حمله خانه بر انداز کرد

نزاری اگر دیده باشی کسی

که غماز را محرم راز کرد

چنان دان که از قوم نصرانیان

چلیپا کسی جکسه ی باز کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام