گنجور

شمارهٔ ۴۳۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

منکر می خواره از حد می برد

پرده خلوت نشینان می درد

محتسب تشنیع های معتبر

می زند با آن که خود هم می خورد

می فروشد جامه تقوا به می

مردم آزاری به جان وا می خرد

خرمن اوقات غارت می کند

دام تزویر و حیل می گسترد

این همه احداد بی توجیه نیست

کز کنار او در میان می آورد

هم بدو عاید شود افعال او

چون پس و پیش عدالت ننگرد

مردمی باید که در سر و علن

چون نزاری خون خورد جان پرورد

مست باشد از سماوات العلا

بر براق همت آسان بگذرد

مرغ جان بر سدره دارد آشیان

کو به بال شوق جانان می پرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام