گنجور

شمارهٔ ۳۶۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

اگر عاشقی سر متاب از ملامت

غذا کن نه از آب و نان از ملامت

که دارد چو من طرفه بزمی که دارم

حریف و شراب و کباب از ملامت

همه نعمتم حاصل است و نباشد

کسی هم‌ چو من کامیاب از ملامت

ز هرچ آن توان کرد با او اضافت

جفا کرده ام انتخاب از ملامت

موحّد خریدار باشد به جانش

مقلّد کند اجتناب از ملامت

اگر مایه ای بر سرش گستراند

تحاشی کند آفتاب از ملامت

به یک ذره بر من نیاید اگر خود

محیطی نباشد خراب از ملامت

نی ام زان شکایت کنان شتر دل

که ماند خرم در خلاب ملامت

من و بعد از این توبه در هم شکستن

خراب از نصیحت یباب از ملامت

به کنجی نشسته چو گنج از قناعت

به سر در کشیده نقاب از ملامت

نزاری مرو در خرابات مردان

و گر می روی سر نتاب از ملامت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام