گنجور

شمارهٔ ۳۴۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفت

به اختیار سفر اختیار کرد و برفت

نظر به غیر چرا ی کنم جزای من است

که خون دیده ی من در کنار کرد و برفت

مرا به درد دل و سوز سینه ی مجروح

اسیر حادثه ی روزگار کرد و برفت

شکایتی بود آری نمی توانم گفت

که هیچ خصم نکرد آن چه یار کرد و برفت

قرار کرد که بعد از دو هفته باز آیم

بدین قرار مرا بی قرار کرد و برفت

فریب دادن دل را گمان برم که برو

همان عزیزم اگر چند خوار کرد و برفت

دریغ و درد نزاری نگر به درد و دریغ

که عمر در هوس انتظار کرد و برفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام