گنجور

شمارهٔ ۳۲۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر تو بر کشتن من حکم کنی باکی نیست

هیچ دلبستگی از بهر چو من خاکی نیست

ور به زهرم بکشی باز لبم بر لب نه

بهتر از چشمه ی نوشین تو تریاکی نیست

هر کجا سروقدی بود به عمدا دیدم

در همه شهر به بالای تو چالاکی نیست

محترز باش ز آلایش ادناس هوا

پاک رو را بتر از صحبت نا پاکی نیست

عقل اگر خواست که در موکب حسن تو رود

هیچ کس نیست که بر بسنه به فتراکی نیست

نه که من در غم عشق تو گرفتارم و بس

از تو در هیچ مکان نیست که غم ناکی نیست

هر چه در حسن جمال تو نزاری گفته ست

بیش از آنی و ازین برترش ادراکی نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام