گنجور

شمارهٔ ۲۲۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

یک نفس با همدمی از هردو عالم خوش ترست

کنج خلوت خانه ای از ملکت جم خوش ترست

صحبت نامحرمان ناخوش تر از جان کندن است

آه از محرم که او جان یارمحرم خوش ترست

گرچه ما تنها نشینانیم و تنهائی خوش است

لیک گر یاری بود با یارهمدم خوش ترست

ساقیا رطل دمادم برزن و دم برمزن

کز طریق بیخودی رطل دمادم خوش ترست

یک قدح صاف صبوحی خوش تر از ملک دو کون

ور همه یک کوزه ی دردی بود هم خوش ترست

سوگوارانیم کز مشرق به ارض افتاده ایم

مرد عشرت نیستیم اینجا که ماتم خوش ترست

غم به ما شاد است و ما دیوانگان عالمیم

شادی دیوانگان ، دیوانه خرّم خوش ترست

عاشقانِ بی غرض خوانند مارا لاجرم

نیک با بد بهتر است و نوش با سم خوش ترست

مرهم جان نزاری زخم باید زخم عشق

زخم کز بازوی عشق آید ز مرهم خوش ترست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام