گنجور

شمارهٔ ۲۱۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ساقی سر خم زود برانداز که عید است

پژمان منشین بزم فروساز که عید است

تا کی ز نهان خوردن و در خفیه شمیدن

با خلق بگو روشن و سرباز که عید است

بردار نقاب از خم ابروی هلالت

بر بام شو و بانگ درانداز که عید است

گو از افق طرف تتق ماه دوهفته

بنمود خم ابروی طنّاز که عید است

امشب من و ابروی هلال و قدح می

فردا تو به بازار فرو تاز که عید است

بن گاه حریفان و طرب خانه یاران

از اقمشه روزه بپرداز که عید است

زین پیش اگرت مصلحتی بودو حجابی

زین بیش منه عذر و مکن ناز که عید است

از ما به نزاری برسان مژده که در حال

خلوت گهت أراسته کن باز که عید است

بگذشت مه روزه کنون مقدم شوّال

دارید به اکرام و به اعزاز که عید است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام